تک گل خاطرات

خرید بک لینک
از گذشته ها خاطره ای یاد آوری کردم امروز تو هوای ابری قبل از شروع بهار

یادته ملاقاتمون با یه گل قرمز برای بخشیده شدن از جانب بانویت...

گل رو گرفتم جوری پر پرش کردم که حرصم خالی شد تو مال من بودی نه کسی دیگر لحظه لحظه ات را با من میگذراندی نه با آن...........

متنفرم از یک......... با بقیه شون کاری ندارم!!

چرا یه........... باید جای تک بانوی عاشق رو میگرفت

یادته گل رو چه جور پرت کردم رو زمین یادته چه سیلی بدی زدم تو صورتت

همه این صحنه ها شده کابوسم!

کابوسی که برام رویا شده

خوشم که لابد تو خواب هام میبینمت

یادته آن تک گل زردی که آن.......... دستت داد

نگاهم را دیدی که گل را روی نیمکت جا گذاشتی

من آن گل را بعد رفتنت بر داشتم خشکش کردم و به یادگار نگه داشتمش

یادآوری خا

نه نصیحته نه چیزی فقط یه حرف دوستانه! همین...

ما را در سایت نه نصیحته نه چیزی فقط یه حرف دوستانه! همین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 0:10

صفحه بندی