بارون و حالم :)

خرید بک لینک
اوایل ک بارون میومد سردم میشد

یه قهوه ای چایی چیزی درست میکردم...
میشستم کنار در ورودی شیشه ایمون...
اروم اروم گریه میکردم....
میدیدمت

ولی وقتی مال من نبودی بودنت چ فایده؟
خودمو کشتم بهت نزدیک شم.. اخرشم تونستم :)


حالا میرم زیر بارون

بیخیال از همه دنیا

بیخیال لباس های خیسم

بیخیال سرما خوردنام

دیگه هر چی گریه کنم کسی نمیبینع ک!

فقط میمونه چشمای پف کرده ام

ک شده فقط ی بهونه :خوابم نبرد...
و همه باور کردند (:(
وقتایی هم ک بارون نداریم

هوامون ابریع

مث هوای دل دخترک شیطون (خودم)
شدع میرم حمام

اینقدر گریه میکنم تا

خسته شم

ی حوله دورم و درجا خواااب

نه نصیحته نه چیزی فقط یه حرف دوستانه! همین...

ما را در سایت نه نصیحته نه چیزی فقط یه حرف دوستانه! همین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 81 تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 0:10

صفحه بندی